تبلیغات
وبلاگ لاله ها - مطالب هفته سوم اردیبهشت 1394

وبلاگ لاله ها

سال 1397، سال «حمایت از کالای ایرانی»

درباره ما

این وبلاگ بیشتر برای خواندن مطالب مذهبی ساخته شده
مهم نیست نظر بذاری یا نذاری
همینی که با قدوم سبزت وبلاگ رو نورانی کردی خودش کلیه
وهمینی که اومدیو منت سر من نهادی
و از مطاب این وبلاگ استفاده کردی ممنونم
امیدوارم دوباره سر بزنی به این وبلاگ
راستی اگه خواستی تبادل لینک کنی با من لینک سایتت/وبلاگت رو با عنوانش برام بفرست

التماس دعا
یاعلی

لطفا برای هر کپی برداری یک صلوات بفرستید

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر امکانات

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

نظرسنجی

به نظر شما سایت چطوره؟






صفحات جانبی

برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
دهه فجر مبارک ... انقلاب ما انفجار نور بود ... 22 بهمن مبارک باد ...
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سال ششم هجرت، نمایندگانی را به کشورهای خارجی، از جمله مصر فرستاد.
حاکم مصر هر چند دعوت پیامبر را نپذیرفت، ولی همراه پاسخ نامه‌اش، هدایایی از جمله کنیزی به نام ماریه برای پیامبر فرستاد. این کنیز بعدها افتخار همسری پیامبر را پیدا کرد و فرزندی برای رسول خدا آورد که پیامبر نامش را ابراهیم گذاشت.
پیامبر به شدت به ابراهیم علاقه مند بود ولی ابراهیم در 18 ماهگی بیمار شد و از دنیا رفت.

پیامبر در مرگ او به شدت غصه‌دار شد و در سوگ او چنین فرمود:« ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست. تقدیر الهی برگشت پذیر نیست. چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمی‌سازد. اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه می کردم و محزون می‌شدم.»
آنگاه پیامبر خدا به علی علیه السلام دستور داد بدن ابراهیم را غسل دهد و کفن کند. ابراهیم در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

منابع:

  • بحارالانوار، ج22، ص156
و سایت رشد
نویسنده هادی اکرمی در 01:15 ب.ظ | نظرات()

مردی که همسرش و خواهرش با وضع زننده ای بیرون

 آمده بودند با یک شخص متدین که همسرش چادر بر سر

 کرده بود روبرو شد وبا ناراحتی به او گفت ؛چرا زن

 خود را اینقدر محصور می کنی و اورا اذیت میکنی ؟

آن شخص گفت ,دقت کردی ماشین شخصی رو چادر

 میکشن نه اتوبوس همگانی ؟و از بین ماشین های

 شخصی هر کدوم که باکلاس تر و شیک تر و زیباتر

 هست چادر دارن ؟ژیان که چادر نمیخواد ؟


مطالب فرهنگی مذهبی،مطالب خواندنی ،چادر و چارقد و محجبه هل ،داستان زیبا و خواندنی درباره حجاب


{انتخاب باشما اتوبوس همگانی یا کبوتر آسمانی }
منبع
موضوعات مرتبط : حجاب ,
نویسنده هادی اکرمی در 01:32 ب.ظ | نظرات()

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )